خبرای این 2 هفته
سلام عزیزدلم مامان جونم
بالاخره بعد از ٢ هفته غیبت اومدم اونم چه اومدنی با کلی خبرای خوب و کمی هم بد.البته خوباش بیشتره
هفته اول خوب بود هستی و مامان و بابا رفتن پارک شهربازی.دختر قشنگم واسه اولین بار رفتن به شهربازی رو تجربه کرد.قبل از اینکه به پارک برسیم توی ماشین داشتی چرت میزدی نازنینم اما همین که رسیدیم داخل پارک و اون همه چراغای رنگی رو دیدی خواب از سرت پرید و شروع کردی به شیطونی کردن نفسم. بابایی هم رفت سمت دارت به امید اینکه اون عروسک بزرگه رو واست جایزه ببره ٤ سری پرتاب کرد اما تنها چیزی که تونست جایزه ببره ١ پوستر بود که عکسش رو واست میذارم گل قشنگم. شب خوبی بود و خوش گذشت.هرکس از کنار کالسکت رد میشد کلی قربون صدقت میرفت تو هم با ١ لبخند خوشگل جواب محبت های اونا رو میدادی.قربون دخترخنده رو و خوش اخلاقم برم
از پارک که اومدیم بیرون قبل از رسیدن به ماشین توی بغلم خوابت برد.چندتا عکس ازت گزفتم که همه رو واست میذارم خانم نازم
نتیجه تلاش باباجون واسه هستی

هستی جون داخل پارک شهربازی



خبرای بعدی رو تو پست بعدی میذارم.برو بالا


خبرای این 2 هفته
